آلبوم زمان اثری از: عیسی غفاری

در تاریخ ۱۳۹۷/۰۱/۰۸
چنانچه حق نشر این فایل برای شرکت خاص یاهنرمند یا گروه موسیقی است و درخواست حذف آن را دارد ما را مطلع سازد تا از روی سایت حذف گردد.
آلبوم زمان جدید عیسی غفاری است. این آلبوم با هنرنمایی نوازندگانی همچون شیما شاه محمدی، سارا فطرس، عیسا غفاری و آوای زهره قلی پور در هفت آهنگ بی‌کلام تهیه شده است. نام قطعات: تو نیستی، زمان، تمام اوقات تلخ، نبودن تو، ما، به یاد تو و نوش است.
گوش کردن به زمان، با اتکا به انتظارِ معمول از موسیقی ایرانی، تجربه‌ی قرار گرفتن در حالتی است آکنده از کرختی، لَختی، مکث و اِعطال. موسیقیِ عیسا غفاری اما در همین نقطه نمی‌ماند. او با همین ریسمان‌هاست که ما را به میانه‌ای می‌کشاند که در آن از رودررویی با جوهر زمان ناگزیریم؛ تجربه‌ی عمیقِ ملال. این‌جا، معنای ملال بُهتی است که آدمی را در حضور هولناکِ بودن فرا می‌گیرد.

آلبوم زمان اثری از: عیسی غفاری

زمان در یکی از کم‌پرداخته‌ترین مایه‌های موسیقی ایرانی (کردبیات) ساخته شده است؛ مایه‌ای با طول و عرضِ ملودیکِ مختصر در سنت‌های رواییِ مرجع. اولین تعرض غفاری در همین اختصار است. او مختصرها و اندک‌ها را مطول و کشیده می‌کند و در این اطنابِ عمدی، آگاهانه از سُرایش ملودیکِ صِرف می‌پرهیزد. خصوصیات مُدال، نه از طریق ملودی‌های متکی بر فیگورهای متنوع که، از طریق استفاده‌ی هم‌زمان از سکوت و کاستنِ مُد به فاصله‌ی ساختاری و رفتارهای مرزی و حداقلی‌اش، یعنی اختتام و تأکید، نمایان می‌شوند. در این روش، سکوت‌ها ـ در عین تعلیق ـ نقش نغمات را به‌کمکِ رفتارهای مرزیِ مکرر تثبیت می‌کنند. نوعی بی‌کرانگی و بی‌انتهایی که با نمایش رُستن‌گاه و خفتن‌گاهِ مُد پدید می‌آید. سکوت‌های طولانیِ میان این طلوع و غروب است که نوعی دیرشدنِ ناشی از آهستگی را می‌سازد؛ نوعی طولانی‌شدن، نوعی طول کشیدنِ آگاهانه، که در آن، همانند جاده‌های کویریِ بلند، اختتامْ پیدا، اما همواره دورتر از انتظار است. با این سکوت‌های دور از انتظار، شنونده به شنودی آگاهانه وادار می‌شود و نتیجه چیزی نیست جز گستره‌های زمانیِ مطولی که فعال‌کننده‌ی خاطره و یاد هستند.
به پشتوانه‌ی آنچه گفته شد، اگر به‌دنبال چیزِ تازه‌ای در موسیقیِ زمان هستیم، باید آن را در بخشی بجوییم که در شنونده و با شنونده موجودیت می‌یابد. شنونده باید بپذیرد به‌مصافِ لحظه‌هایی برود که در آنها به خاطره‌ی صداها خیره خواهد ‌شد. جایی که برایش “آخرین صدا” “بیشترین بودن” می‌گردد. زمان برایش می‌ایستد و او، در تنهایی بین خود و صدا، این تک‌سروِ برهوت‌های سکوت، خلوت می‌کند و در کشیدگیِ مفرطِ عبارات و لحظه‌ها، با آهستگیِ تحمل‌ناپذیرِ زمان در می‌افتد و در بازیابی ریسمان‌هایی که در خاطره‌اش بر شاخه‌های صداها می‌بندد حضورِ هولناکِ بودن را در ملال لحظه‌ها به تماشا می‌نشیند؛ ملالِ بودن.
, , ,