دانلودآلبوم پیمان خازنی بنام همهمه ی کاشی ها

در تاریخ ۱۳۹۶/۰۱/۲۵
مجوز ارشاد: ۱۳۹۵-۳۸

دانلودآلبوم پیمان خازنی بنام همهمه ی کاشی ها
«همهمه ی کاشی ها» اثری است از «پیمان خازنی». پیش از این آلبوم‌هایی مثل «شاخه ای در دست باد»، «بگذار و بگذر» و «پنجره بگشای» را از این هنرمند شنیده بودیم. آلبومی که از وی در پیش رو داریم تکنوازی تار است اما در آفرینش آن از چهارچوب‌های کلاسیک موسیقی ایرانی اجتناب شده است. در بخش‌هایی از آن شاهد استفاده از افکتهای صوتی دیجیتال و در بخش هایی نیز تکنیک‌هایی برای ایجاد فضاهای صوتی جدید هستیم. «نادر مشایخی» آهنگساز موسیقی معاصر کشورمان نیز در دفترچه آلبوم توضیحاتی راجع به تجربه‌گرایی و نوگرایی در موسیقی داشته است.
آلبومهای دیگر
پناه می برم به تو
شاخه ای در دست باد
پنجره بگشای
بر من گذشت
شوخی
آلبوم “همهمه ی کاشی ها” اثر پیمان خازنی نوازنده تار و آهنگساز موسیقی ایران است. وی که بیشتر در حوزه تلفیقی و اجراهای جدید با ساز تار آثارش را ارائه داده است در این اثر نیز برهمان روش استوار بوده و روش خود را در نوازندگی تار و ارائه موسیقی ایرانی پیش برده است. اما در این اثر که در بردارنده تکنوازی های وی با ساز تار است، شنونده بایستی به نکته ای که پیمان خازنی روی آن تاکید دارد نیز توجه کند تا شاید آنچه خواسته ی آهنگساز در ارائه این اثر بوده است را بیشتر درک نماید و آن نیز خواندن شعرهای مربوط به هر قطعه است. شعرهایی از شاعران معاصر که ۶ قطعه ای این آلبوم با حس و حال نوازنده پس از خواندن آنها شکل گرفته و اجرا شده است. »
پیمان خازنی – آهنگساز : « ما مولود جهان معاصریم. فرزند زمانه ی خویش. این جهان برای خودش رموزی دارد که ما را به سمت بی مرزی و بی شمایلی می برد. منِ عاشق در این وادی ناگزیرم از این هم عصری. ناچارم از این بی سویی. امروز، دنیا معناهای تازه ای برای شنیدن دارد که هر انسانی را به “در وقت خود بودن” دعوت می کند. من در این حالات و در این تنهایی که پایانی ندارد، به دنبال آن بودم که شما را همراه خودم کنم- شاید.
وقتی از موسقی ای بر آمدم که همیشه برچسب سنتی داشت، متعارض شدم با جهان معاصر، این شد که با حضور در کارخ شعر معاصر تلاش کردم وارد گفت و گو شوم با نیما، شاملو، اخوان، سهراب، براهنی و کدکنی. ساعت ها آثارشان را خواندم. برگزیدم. خواندم و خواندم و خواندم. سازم را دست گرفتم و زدم و زدم.
حالا هرکدام از آن شعرهای برگزیده را با زبان موسیقی دوباره خواندم. اما این بار خوانش من با تجربه ی شنیداری شما کامل می شود.
“همهمه ی کاشی ها” غوغا و آشوبی است از امتزاج من و شعر و شما. فقط کافی است به وقت شنیدن صداها، واژه ها را ببینید و بخوانید. این همنیشینی، خوب است. چون این بار اثر هنری سه ضلع دارد؛ من و شعر و شما. »
نادر مشایخی – آهنگسا – زمان و زبان شنیداری نو : « صدا دو جنبه دارد : اخباری و عاطفی. در صداهای اخباری نشانه ها و پیام های مستقیمی از سود مولد صدا وجود دارد که شنونده ها آن را در یک حالت عمومی در می یابند. اما در جبنه ی عاطفی صدا، الزاماً پیام مستقیمی از سوی مولد صدا صادر نمی شود و هرکس به فراخور داشته ها و اندوخته هایش دریافت هایی دارد. در این جنبه صدا، “من ِ” مخاطب است که پیام نهفته در صدا را کشف می کند، که دریافت شخصی است، نه اجتماعی، به عنوان مثال صدای ویلن فلان نوازنده ی شهیر دنیا در ذهن من متبادر کننده ی پیامی است که صرفاً آن پیام برای شخص دیگر، معناهای دیگری را در ذهن وی تولید میکند. ترکیب جنبه های عاطفی صدا، یعنی آهنگسازی، در واقع کار آهنگساز به وجود آوردن جنبه های عاطفی جدید از صداهاست.
هر موسیقی که وابسته به یک اقلیم یا فرهنگ خاصی است، عادات شنیداری مخصوص خودش را دارد. مثلاً موسیقی ایرانی دو ستون دارد که تمام ماهیت آن روی این دو ستون استوار است. بداهه نوازی و صمیمت. در موسیقی اروپا از قرن هجدهم به بعد این دو جنبه به ندرت یافت می شود و اجراهای فرعی این هستند. برعکس موسیقی ایرانی که در جمع های کوچک بهتر شنیده می شود، موسیقی اروپایی نیاز به اجتماع و صحنه دارد و اساس آن بر نگرش گروهی است و بداهه نوازی در آن چندان معنایی ندارد. اصل موسیقی ایرانی برای کنسرت نیست. آسیبی که میکروفن به موسیقی ایرانی زده است، به مراتب بیشتر از محاسن آن بوده است و صرفاً توانسته موجب تقویت جنبه های تجاری آن شود. البته هنرمندانی نظیر حسین علیزاده و کیهان کلهر از چنین ابزاری بهره هم برده اند. تکنیک هایی ابداع کرده اند که با میکروفن بهتر شنیده می شود.
یکی از جنبه های عاطفی صدا، درک مفهوم زمان است. اصوالت یک جنبه ی زمانی هم دارند که صرفاً در آن زمان معنای درستی دارند. هر آهنگسازی به نسبت دانش و معرفت اش زمان را درک می کند و برای کشف جنبه های عاطفی جدید، دریچه هایی می سازد تا به واسطه ی آن شنونده را نیز همراه خود کند.
در آلبوم همهمه یکاشی ها، وقتی شنونده به خواندن شعر، توام با شنیدن موسیقی دعوت می شود، یک “میان کنش” شخصی اتفاق می افتد؛ یک رویداد عاطفی- ذهنی که می تواند دریچه ای جدید به سوی شنونده ای باشد که خود، یکی از اضلاع خلق این اثر است. در واقع وجه سمانتیک و فونتیک صدا رد هم آمیخته می شود. اتفاقی که در کار پیمان خازنی افتاده است، به وجود آوردن عادات شنیداری جدید است. او زمان را تعریف تازه ای کرده است و به واسطه ی زبان تازه اش، فرهنگ موسیقی ایرانی را فربه تر کرده است. او با در اختیار قرادادن خوانش شعر در لحظاتی که موسیقی پخش می شود، به کشف جنبه های عاطفی تازه ای دست می زند و موسیقی ایرانی را در زمان خویش معناهای تازه می بخشد. حالا دیگر شنونده می ماند و دنیایی تازه که خودش تصمیم می گیرد چگونه آن را بسازد. مهم تجربه است و نو شدن. پاییز ۱۳۹۵ »

 

, , ,