دانلودمجموعه آلبوم های رسو Dengbej Reşo

بازدید: 8 بازدید
نایاب – فقط در آرشیو ژینوموزیک
مجموعه آلبوم های رسو:
01 – Memo Zin
02 – Dengbej Reşo
03 – Şerê Bişarê Seydo (Mîrê Dengbêjan)
04 – Lawûkê Kurmanc (Mîrê Dengbêjan)
05 – Şere Tarhan
06 – Temo Lawo
07 – Gulê Deran
08 – Kulingo
09 – Ez Rebenım
10 – Gulê
11 – Lolo Saliho
12 – Goma Gule
13 – Le Le Yade
14 – Sebra Dıla
15 – Genç Xelil
16 – Haylo Rıza
17 – Hamido
18 – Etimo
19 – Têli
20 – Hey Wayê
21 – Elifo
22 – Serayê
23 – Metê
24 – Hekikê
25 – Kazê

رسو Dengbej Reşo، شاگرد فرز، معروف به رسوی گوپالان، دنگبژ از سنت اودال زینکی است. دنگبژ رسو اهل ارزروم است.رسو در سال 1890 در روستای گوپالان (به ترکی: کوپال) از توابع کاراچوبان به دنیا آمد. خانواده او از مهاجران ایروان هستند.شایعه دیگری در مورد اینکه رسو اهل کجاست به شرح زیر است. رسو، که از شاخه کومکی از قبیله ردکی است، در سال 1902 در روستای Kerimbeyli ایگدیر به دنیا آمد.دنگبژ بزرگ رسو در بین کوردها با نام های زیر شناخته می شود. Resoyê Gopala، Resoyê Mıhacır، Resoyê Qılîwelo و Mirê Dengbêjan. اگر رسو از ایغدیر مهاجرت نمی کرد، ممکن بود با نام های Resoyê Redki، Resoyê Kumki، Resoyê Kerimbeyliyê یا Resoyê Îdırê شناخته می شد.
سنت دنگ‌بژ یکی از شاخه‌های مهم ادبیات عامیانه کوردی است. برخلاف ادبیات مکتوب کوردی که مدارس از دوره کلاسیک سرچشمه می‌گرفتند، «دنگ‌بجیسم» به صورت کلامی رایج‌تر شد. «دنگ بجلیک» که با ترکیب دو واژه «دنگ» یعنی «صدا» و «بژ» یعنی «گفتار/گفتن» مفهوم‌سازی می‌شود، هنری است مبتنی بر صدا و گفتار همزمان. «دنگ‌بِه» نامی است که به مجری این هنر ادبی داده‌اند. قطعه ای که اجرا و اجرا می شود «کیلام» نیز نامیده می شود. «کیلام» نیز از واژه‌های «کلمه»، «کلمه» گرفته شده است و نام‌گذاری خاص آثار دنگ‌سازی بوده است.
یکی دیگر از ویژگی های متمایز سرهاد دنگبژ، استفاده از صدا است. دنگ گوهای منطقه سرهاد از صدا نهایت استفاده را می برند. این تفاوت سبکی که باید به ویژه توسط دست اندرکاران حوزه موسیقی قومی مورد بررسی قرار گیرد، در وهله اول وضعیتی چشمگیر است. در قسمت‌های جنوبی مناطقی که این سنت در آن زندگی می‌شود، صداها به‌صورت متناوب و در قسمت‌هایی به کار می‌روند، اما در منطقه سرهاد، صدا به‌صورت یک‌پارچه و به‌گونه‌ای است که محدودیت‌های نفس را پیش می‌برد.
بهترین نمونه‌های آن را می‌توان در شاکیرو، رسو و حسینو، دنگبژهای منطقه سرهاد، که مهم‌ترین نمایندگان سنت دنگ‌گویی هستند، دید.
گفته می شود که رسو، که مشهور است توسط فرز، شاگرد اودال زینیک، بزرگ شده است، معلم شاکیرو است. گفته می‌شود که رسو دارای ویژگی‌های شاعرانه است، گلیم‌های فراوانی می‌خواند و ویژگی‌های سنت زیادی در هنر خود دارد. Hüseyno بعد از Reso و Şakiro مشهورترین دنگبژ است.
رسو چهره مدرسه را ندیده است. در جوانی در گوپالان و روستاهای اطراف به چوپانی امرار معاش می کرد. او از دنگبژ سینو که در این منطقه زندگی می کرد درس دنگبژی گرفت و آواز کلام را آموخت. رسو در جوانی همواره از روستایی به روستای دیگر مهاجرت کرده است.
رسو واقعاً شاعری حماسی و در نتیجه دنگ بیج بود. او بسیاری از حماسه‌ها و داستان‌های عامیانه کوردی مانند Kulik ü Kerr، Memê Alan، Cebelık Lawê Mire Hekkariye، Siyabend ü Xecê را می‌شناخت و هر کدام را با آهنگی بی‌نظیر می‌خواند.
می گویند او کارنامه بسیار وسیعی دارد و نزدیک به دو هزار قطعه را به زبان کوردی خوانده است.
رابطه  بین دنگبژ شکیرو و رسو
شاکیرو  دنگبژ رسو را معلم خود می‌بیند، گونش می‌گوید که اگرچه هیچ رابطه مستقیمی بین دانش‌آموز یا معلمی بین آن دو وجود ندارد، اما شاکیرو در سال 1966 پس از بازگشت از آدانا به مدت دو سال در موش ماند. گونش در ادامه سخنانش چنین می گوید: «در این مدت با رسو خیلی خوب آشنا می شود و عظمت او را می بیند. پس از آن،  شاکیرو که هیچ کس را معلم خود نمی بیند، آشکار می کند که رسو طبیعتاً معلم اوست. او در تمام عمر از رسو با سپاسگزاری یاد می کند. چون نوارهای 1966 شاکیرو را پیدا کردیم. او سبک بسیار مهمی برای خودش دارد، اما وقتی آن را با دوره بعد از نفوذ رسو مقایسه می کنیم، تفاوت بسیار مهمی را می بینیم. Reso همچنین مهمترین چیزی است که Dengbêj Şakiro را به یک Shakiro بی همتا تبدیل می کند. پس از آشنایی با رسو، در کل سبک خود تجدید نظر کرد. او تغییر جدیدی به سبک خود داده است. در واقع، شاکیرو به رسو می گفت استراحت. این را از خیلی ها شنیده ایم. شاکیرو همیشه دو نوار رسو در جیب داشت. با او همسفر بود. او قطعاً قبل از رفتن به رختخواب به آنها گوش می‌دهد.»
رسو در شورش آرارات که در دهه 1930 شروع شد شرکت کرد و پس از سرکوب شورش برای مدتی مجبور به فرار به سوریه شد. پس از بازگشت، اکنون در میان کوردها مورد احترام و محبوبیت است. این هنرمند دارای دو نوار کاست آماتوری است. او سه بار ازدواج کرده و بیش از ده فرزند دارد. رسو که بیشتر عمر خود را در محور ارزروم – موش گذراند، بعداً به آداپازاری و از آنجا به دنیزلی مهاجرت کرد. آنها اینجا در گرسنگی و بدبختی زندگی می کنند. او در سال 1977 به روستای خود بازگشت و سه سال بعد درگذشت.
روایت دیگر در مورد چگونگی و زمان مرگ رسو چنین است; رسو که تا سال 1976 در بسیاری از روستاهای سرهاد ماندگار شد، پس از سال 1976 سرهاد را ترک کرد و به سرزمینی بیگانه یعنی مانیسا مهاجرت کرد. او چهار سال در مانیسا می ماند، اما این مکان برای او بسیار غریب است و پس از مدت کوتاهی از مانیسا به روستای پاگ در موش مهاجرت می کند. پس از آن، رسو، که در روستای پاگ زندگی می‌کرد، در سال 1983 به شدت بیمار شد. شیخ کیاستتین امره او را به بیمارستانی در آنکارا می‌برد. اما متاسفانه رسو اینجا می میرد. تشییع جنازه رسو که در آنکارا درگذشت، به روستای پاگ در موش آورده شده و به خاک سپرده می شود.

مطالعه بیشتر