دانلود آلبوم میلیون ها تنها اثر مسعود حیدریان (آرایا)

در تاریخ 2019/12/15
یک لحظه تصور کن ، روبروی کوهی هستی و ترانه ای را بلند بلند ، می خوانی ، اما بازتابی که از کوه به سمت تو باز می گردد ، ترانه دیگری را می خواند، … یقین داری که این بازتاب، صدای توست ، با تو می خواند ، با تو سکوت می کند اما ترانه ، ترانه تو نیست ، … این حس دقیقا ، بازگو کننده حال آن روزهای من بود … روزهای واپسین بهار ۱۳۸۲ ، پایان دوران دانشگاه و درس و بی خیالی … ، آستانه ورود به دنیای واقعی . خوب یادم هست تصوراتی از دنیای پیرامونم داشتم ، که پس از گشتی کوتاه، میان مردمی که تا بحال ، جور دیگری می شناختمشان ، به هم ریخت ، … گویی ناگاه از خواب پریده باشم ، در زمانی از شبانه روز که نمی دانستم شب است یا روز ؟ … نمی دانستم باید دست بکشم یا شروع کنم ؟ انگار چشم باز کردم و دیدم در دنیای کلمات ناشناخته متولد شده ام و اولین واکنشم به آن ، ترس بود ، از گفتنش شرمسار نیستم …، ترسیدم …، همه ما از زبان های دیگر می هراسیم ، زیرا نمی دانیم در پس کلمات ، چه معنایی پنهان است ، ترسی شبیه وحشت از تاریکی ، هراس از ندانستن، ندانستن هدف و منظور دیگران و اینگونه است که با دیگران هستی اما جدا و تکی … هر چند گاهی همین دیگران که ناشناخته اند و کلامشان که از آن هراسانی ، تو را به راهی رهنمون می کند و از سردرگمی نجاتت می دهد ، یک نفر با کلامش که خود نمی داند برای تو چقدر رهایی بخش است همچون یک فرشته نجات بر راهت وارد شده و باعث می شود تا خود را نجات دهی ، در این حال دوست داری خود را پیرامون فرشتگانی ببینی که پیام آورانت هستند، اما خیلی زود می فهمی انسانها به اقتضای حال و نیاز خود، رفتار می کنند و سخن می گویند ، شاید گاهی این حرفها و نیازها، با آنچه دوست داری بشنوی تلاقی کوتاهی پیدا کند ، پس می پنداری که برایت پیامی آمده تا تو را برهاند و کسی، جایی ، به فکر تو و نگران توست …، حقیقت این است که همه ما اینگونه دوست داریم بیاندیشیم و منتظر کسی هستیم تا روزگار ما را بهتر کند، اما چگونه می شود اینگونه از هم گریزان و تنها باشیم و اینگونه به هم نیازمند ؟ دوباره باید از خودمان بپرسیم آیا من و تو فرشتگان نجات یکدیگریم ؟ … دنیا با این معماهایش شبیه بزم بی رویانی شده که صورتک دارانش همه در ظاهر منحصر به فرد و پیچیده اند ، رمز آلود و دست نیافتنی ، چون نقاب به کناری رود خواهیم دید پشت صورتکها ، آدمهای خیلی معمولی مثل ما با مشکلاتی شبیه ما هستند ، و آنها هم از همه چیز ناراضی اند و آنها هم از همه گریزانند و آنها هم می ترسند و آنها هم رازها و روزهای تاریکی دارند که نمی خواهند درباره اش با کسی صحبت کنند اینگونه است که میلیونها تنها داریم ، به مانند جزیره های تک سکنه ای که ساکنش از نجات خویش دست کشیده، شاید در ابتدا احساس تنهایی کنی و بخواهی از جزیره ات ، کوچ کنی ، سرنوشت و ساختار دنیا را عوض کنی … اما سرانحام بر خواهی گشت و بازگشت تو به معنی قبول کردن این شرایط خواهد بود . زیرا وظیفه و توان ما ، عوض کردن سناریو جهان نیست ، بلکه بی نقص بازی کردن نقشمان است. آلبوم “میلیونها تنها” در مدت ۳ ماه نوشته شد و اولین تجربه من در ارائه موسیقی بیکلام منسجم است، اولین دیالوگ من با دنیا پیرامونم … امیدوارم نقصهای این آلبوم را به بی تجربگی آن زمان بنده ببخشید و همچنین امیدوارم از آن لذت ببرید …
ارادتمند همه شما خوبان : مسعود حیدریان
, ,