مجموعه آلبومهای یغما گلرویی

در تاریخ 2020/03/11
یغما گلرویی در ساعت پنج بامدادِ روز ششمِ مرداد ۱۳۵۴ در بیمارستان «مهر» «شهرستانِ ارومیه» متولد شد. والدینش نسرین آقاخانی و هوشنگ گلرویی هستند و خواهری بزرگتر
به نامِ یلدا دارد. همسرش آتنا حبیبی است و حاصل ازدواجشان فرزندی به نام یارا است.
مادرش علاقه زیادی به ادبیات داشت، به همین دلیل از کودکی با شعر و ادبیات آشنا شد. گلرویی دربارهٔ سال‌های تحصیلاتش می‌گوید:
دوران دبستان در مدرسه محمد باقر صدر خوندم، دورهٔ راهنمایی را در مدرسهٔ طالقانی و دبیرستان را مدرسهٔ مطهری که البته به دلایلی ۲ سال از تحصیل محروم شدم و بعد در
مدرسه شبانه درس خوندم… من هیچ خاطره شیرینی از دوران مدرسه ندارم. چون آنقدر از مدرسه بدم می‌اومد که چیز شیرینی برام نداشت. همیشه از دیوار مدرسه می‌پریدم و
فرار می‌کردم و…
او در اوایل دههٔ هفتاد، با «غزاله علیزاده» آشنا شد و به سفارشِ او به دفترِ نشریهٔ آدینه رفت‌وآمد پیدا کرد و توانست با نویسندگانی چون «فرج سرکوهی»، «مسعود بهنود»،
«عمران صلاحی»، «محمدمختاری»، «حمید مصدق»، «علی باباچاهی»، «ناصر تقوایی» دیدار کند. دیدار با احمد شاملو در سال ۱۳۷۳ باعث علاقهٔ او به ادامه دادنِ راهِ شعر شد.
گلرویی به همراهِ افشین یداللهی، نیلوفر لاری‌پور، سعید امیراصلانی، افشین سیاه‌پوش و مهدی محتشم جلساتِ ترانه‌خوانی در خانهٔ پدری خود برگزار کرد و تداوم این جلسات رفته
رفته باعث تشکیلِ «خانه ترانه» شد. بعد از حدود یک دهه در اعتراض به نحوهٔ گرداندن جلسات با نوشتن یک یادداشت از آن جلسات اعلام جدایی کرد.
در اردیبهشت سال ۱۳۷۷ نخستین مجموعه شعرِ خود را با عنوان «گفتم: بمان! نماند…» توسط مؤسسه فرهنگی هنری دارینوش منتشر کرد و بعد از آن حدود سی عنوان کتاب از او
در زمینه‌های شعر، ترانه، ترجمه، فیلم‌نامه بازسرایی متون منتشر شده‌است.
در سال ۱۳۸۰ در فیلم سینمایی هفت ترانه به کارگردانیِ بهمن زرین‌پور بازی کرد و در چند مستند مانندِ «سفرنامه»، «شبِ شیدایی»، «خاطره‌های خط‌خطی»، «ترانه در تبعید» و
«یغما گلرویی: ترانه‌سرا» حضور داشته‌است. مقالاتش در نشریه‌هایی مانندِ «فیلم و سینما»، «ترانهٔ ماه»، «باور»، «گلستان ایران»، «نسیم هراز»، «گوهران»، «شرق»،
«اعتماد»، «همشهری» منتشر شده‌اند.
گلرویی در تهران زندگی می‌کند و با ترانه سرایان جوان در قالب برنامهٔ کارگاه ترانه ارتباط دارد.
, ,